close
تبلیغات در اینترنت
خرید دامنه
استفاده از پدر کرم خاکی به عنوان منبع پروتئینی در تغذیه طیور
loading...

علم کشاورزی

با وجود این، تفاوتهای اساسی موجود بین کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته از نظر میزان رشد جمعیت و افزایش تولید غذا، تا مدتها به عنوان مشکل باقی خواهد ماند. طی سالهای ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۰ نرخ رشد جمعیت در آسیا ۵/۲%، در آفریقا ۴/۲% و در آمریکای جنوبی ۹/۲% بود؛ در صورتی که در آمریکا، کانادا و اروپا این رقم زیر ۱% گزارش شده است.میزان افزایش سالیانه تولید مواد غذایی در کشورهای توسعه یافته، بین سالهای ۱۹۵۱ تا ۱۹۶۲، ۸/۱% و ۱۹۶۲ تا ۱۹۷۳، ۷/۱% بود، در حالی که این ارقام در کشورهای در حال توسعه بترتیب برابر ۷/۰ و…

استفاده از پدر کرم خاکی به عنوان منبع پروتئینی در تغذیه طیور

ALIZADE بازدید : 108 12 / 06 / 1396 : 10:58 نظرات ()

با وجود این، تفاوتهای اساسی موجود بین کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته از نظر میزان رشد جمعیت و افزایش تولید غذا، تا مدتها به عنوان مشکل باقی خواهد ماند. طی سالهای ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۰ نرخ رشد جمعیت در آسیا ۵/۲%، در آفریقا ۴/۲% و در آمریکای جنوبی ۹/۲% بود؛ در صورتی که در آمریکا، کانادا و اروپا این رقم زیر ۱% گزارش شده است.
میزان افزایش سالیانه تولید مواد غذایی در کشورهای توسعه یافته، بین سالهای ۱۹۵۱ تا ۱۹۶۲، ۸/۱% و ۱۹۶۲ تا ۱۹۷۳، ۷/۱% بود، در حالی که این ارقام در کشورهای در حال توسعه بترتیب برابر ۷/۰ و ۳/۰ درصد به ثبت رسیده است. مقدار پروتئین مورد نیاز جمعیت دنیا در حال حاضر به طور متوسط ۲۴۰ هزار تن در روز است که در سال ۲۱۰۰ به ۵۴۰ هزار تن خواهد رسید. چنانچه پروتئین حیوانی ۴۰% از پروتئین مصرفی روزانه را تشکیل دهد، رقم مورد نظر تقریباً معادل ۱۰۰ هزار تن در حال حاضر است و بیش از ۲۴۰ هزار تن در سال ۲۱۰۰ خواهد بود. میانگین متداول مصرف سرانه پروتئین حیوانی در جهان ۲۴ گرم در روز است؛ هر چند از نظر میزان مصرف اختلاف زیادی بین کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه وجود دارد (جدول۱). ( Bogue, 1996, New Protein Foods)
در حال حاضر، ۲۵% جمعیت زمین بیش از ۳۰ گرم پروتئین حیوانی مصرف می کنند، ۲۵% نیز مصرفی معادل ۱۵ تا ۳۰ گرم دارند، در حالی که ۵۰% از جمعیت، کمتر از ۱۵ گرم پروتئین حیوانی در روز مصرف می کنند. این نحوه، توزیع نشان می دهد که حل موفقیت آمیز مشکل گرسنگی و سوء تغذیه در مورد بخش اعظمی از جمعیت دنیا مشکل است.
بررسی چند سال اخیر نشان دهنده تغییرات قابل توجهی در تولید و مصرف فرآورده‌های پروتئینی بخصوص پودر ماهی است. به علت کاهش تدریجی فیتوپلانگتون های دریازی، تولیدات دریایی در حال کم شدن تدریجی هستند که میزان صید ماهی تأیید کننده این موضوع است. محصول صنعتی ماهیگیری دریایی تا سال ۱۹۶۷ سالانه ۸% افزایش می یافت. سپس یک دوره رکورد آغاز شد و در سال ۱۹۶۹ به طور محسوسی صید ماهی کاهش یافت. در پرو در سال ۱۹۷۱، ۷/۱۲ میلیون تن آنچوویس صید شده بود، اما در سال بعد این رقم تنها ۵/۴ میلیون تن بود.
این امر موجب افزایش سریع قیمت پودر ماهی شد. بین سالهای ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۰ قیمت هر تن پودر ماهی ۱۵۶ دلار بود. طی سال ۱۹۷۱ و نیمه اول سال ۱۹۷۲ میانگین قیمت پودرماهی تا ۱۸۰ دلار برای هر تن افزایش یافت. در تابستان سال ۱۹۷۲ به علت مشکلات بزرگی که در صنعت ماهیگیری پرو ایجاد شد، قیمت پودر ماهی تا ۴۲۵ دلار برای هر تن افزایش یافت، در انتهای سال ۱۹۷۳ بهای هر تن پودر ماهی به ۵۲۵ دلار رسید و در سال ۱۹۷۴ از ۶۰۰ دلار فراتر رفت. در سال ۱۹۷۵ به واسطه یک فصل مناسب ماهیگیری، قیمت سریعاً سقوط کرده و به سطح حدوداً ۲۴۰ دلار رسید. اما این تغییر دیری نپایید و قیمت پودر ماهی مجدداً افزایش یافت و در سال ۱۹۷۶ به ۴۱۵ دلار و در سال ۱۹۷۷ به ۵۰۲ دلار رسید. انتظار نمی رود این وضعیت در آینده بهبود یابد.
وضعیت مشابه ای نیز در مورد قیمت کنجاله سویا که عمدتاً از آمریکا صادر می شود، قابل مشاهده است. بین سالهای ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۰ قیمت یک تن کنجاله سویا ۹۴ دلار بود که در انتهای سال ۱۹۷۲ به ۱۵۰ دلار، سال ۱۹۷۶ به ۱۹۸ دلار و در سال ۱۹۷۷ به ۲۳۰ دلار رسید. بدون تردید امکانات زیادی برای افزایش تولید وجود دارد اما فنّاوری فعلی ضمانتی برای حل این مشکل با استفاده از روشهای معمول نیست. خاکهای زراعی ۱۰% از سطح زمین را در بر می گیرند. غلات در ۳/۲ از اراضی زراعی کشت شده و بیش از ۵۰% از انرژی مصرفی انسان را تأمین می نمایند. در سال ۱۹۵۹ در جهان به ازای هر فرد، کمتر از نیم هکتار زمین زراعی وجود داشت. جمعیت سریعاً رو به افزایش است، حال آنکه از اراضی قابل کشت کاسته می شود. رشد سالیانه جهان، ۷۰ میلیون نفر است. اگر این روند ادامه یابد، در سال ۲۰۰۰، فقط ۳/۰ هکتار زمین زراعی به ازای هر فرد وجود خواهد داشت، لذا به منظور تغذیه جمعیت جهان، میزان تولید محصول در هکتار باید ۳ برابر وضعیت فعلی شود. امکان به دست آوردن مناطق جدید برای کشت نیز غیرمحتمل است. به صورت نظری با پرورش گیاهانی مانند بعضی جلبکهای دریایی که قادرند بیش از ۳% انرژی خورشید را تثبیت کنند، می توان این مشکل را حل نمود؛ اما متوسط تثبیت انرژی خورشیدی در سطح زمین ۱/۰ تا ۳/۰ درصد است. این نیازها در کنار جمعیت احتمالی ۶ میلیارد نفری در سال ۲۰۰۰، مبین آن هستند که باید منابع جدیدی از پروتئین و انرژی جستجو شود. افراد با اندیشه های مختلف از جمله زیست شناسان، شیمیدانان، اقتصاددانان، تولیدکنندگان و مصرف کنندگان همه درگیر تلاش جهت حل این مشکلات شده اند.
به طور طبیعی اغلب این کوششها به ایده هایی نه چندان با ارزش منتج می شوند. در عین حال ممکن است بعضی از آنها مهم بوده لذا نباید نادیده گرفته شوند. استفاده از منابع غیرمعمول متعددی برای تغذیه دام و انسان به طور جدی آغاز شده است.
هزاران تن پروتئین میکروبی تولید شده از ان ـ آلکان ها و اتانول صنعتی، علاوه بر آنکه در بعضی فرآورده های مصرفی انسان استفاده می گردند، جزوی از جیره های غذایی دامی شده اند. استفاده از پروتئین های تهیه شده از تخمیر ضایعات لیگنوسلولزی و همچنین فضولات دامی آغاز شده است. فرآورده های تجزیه پروتئین­های کراتین و کلاژن در مخلوطهای غذایی حیوانات تک معده ای به کار می روند. زباله های خانگی و شهری نیز در سطح وسیعی مورد استفاده قرار می گیرند. لارو حشرات دو بال و همچنین بعضی از قارچها را می توان بر روی مواد ضایعاتی کشت داد؛ که در غیر این صورت آلوده کننده محیط زیست هستند.
استفاده از پروتئین های این موجودات قابل توجه است. در حال حاضر، بسختی می توان روند رو به رشدی را در این مورد پیش بینی کرد، اگر چه احتمالاً در آینده نقش مهمی در رفع کمبود پروتئین خواهند داشت.
میزان پروتئین مصرفی در کشورهای عضو شورای همکاریهای متقابل اقتصادی(روسیه، چک واسلواکی، بلغارستان، رومانی، لهستان، جمهوری دموکراتیک آلمان و مجارستان) نسبتاً بالاست و علی رغم رشد جمعیت و در عین حال کاهش میزان زمینهای زراعی موجود به ازای هر فرد، میزان آن در حال افزایش است.
طی ۱۰ سال گذشته جمعیت این کشورها ۱۰% افزایش یافته است، در حالی که از سطح زمینهای زراعی ۲% کاسته شده است. با وجود این، بین سالهای ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۷ سرانه مصرف گوشت و فرآورده های گوشتی از ۵۶-۳۳ کیلوگرم به ۸۳-۵۷ کیلوگرم افزایش یافت. مصرف تخم مرغ نیز از ۱۹۷-۸۴ عدد به ۳۰۶-۱۷۱ عدد رسید. در سال ۱۹۷۷ بالاترین سطح مصرف گوشت مربوط به جمهوری دموکراتیک آلمان (۶/۸۳ کیلوگرم مصرف سرانه) و بالاترین میزان مصرف شیر در کشورهای چک واسلواکی به ثبت رسیده است (۴۳۸ کیلوگرم برای هر فرد). با وجود بالا بودن نسبی مصرف سرانه در این کشورها، نسبت موجود بین پروتئین حیوانی و کل پروتئین مصرفی در شرایط فعلی مطابق با نیازهای فیزیولوژیک نیست. بنابراین، انتظار می رود در آینده میزان فرآورده های حیوانی در رژیم های غذایی افزایش یابد. پیش بینی می­شود مصرف روزانه پروتئین در کشورهای عضو شورای همکاریهای متقابل اقتصادی در مقایسه با سال ۱۹۷۰، ۳۵-۵% رشد داشته باشد.
نیل به این اهداف با توجه به پیش بینی های اجتماعی انجام گرفته مسئولیت سنگینی را متوجه تولیدکنندگان خوراکهای پروتئینی برای دام و پروتئین های حیوانی قابل مصرف انسان می کند. تولید مخلوطهای خوراک دام باید ۱۰۰% نسبت به وضعیت فعلی افزایش یابد. منابع غیرمعمول نقش مهمی در حل مشکل پروتئین در کشورهای عضو شورای کمکهای متقابل اقتصادی ایفا خواهند کرد.
منابع غیرمعمول پروتئین و انرژی:
در گذشته تا حدودی منابع غیرمعمول مورد استفاده قرار گرفته و یا به لحاظ دارا بودن قابلیتهای درخور توجه، مد نظر بوده اند. استفاده از این منابع، همراه با تقویت روزافزون تولید محصولات کشاورزی، کاهش استفاده از غلات در تغذیه دام (در کشورهای توسعه یافته حدود ۷۰% غلات تولیدی توسط دام مصرف می شود) و بهبود روشهای پرورش گاو و گوسفند بر پایه علوفه و محصولات مرتعی در جهت رفع وضعیت حاد غذا در جهان، جایگاه مهمی را به خود اختصاص داده اند.
ارایه تعریفی از منابع غیر معمول پیچیده بوده و به مقطع زمانی که مورد استفاده قرار می گیرند، بستگی دارد. طی دوره اهلی کردن حیوانات و توسعه و بهبود کشاورزی (طی هزاران سال)، بیشتر منابع خوراکی از حالت غیر معمول به صورت معمولی درآمدند (غلات خوراک دام، ریشه ها و محصولات غده ای، فرآورده های فرعی تولید آرد، محصولات فرعی حاصل از صنایع نیشکر، کنجاله سویا، پودر ماهی، پودر گوشت و استخوان، کاه خرد شده و پخته شده با آب گرم و غیره). امروزه تنها منابعی را می توان غیرمعمول نامید که در گذشته به صورت گسترده مورد استفاده قرار نگرفته باشند. علاوه بر آن، باید به جنبه های تاریخی و تکاملی نیز توجه شود.
زمانی که انسان زندگی را با شکار و میوه های جنگلی می گذراند، در رابطه با زباله ها هیچ مشکلی وجود نداشت. انسانها موادی را که برای حیاتشان مورد نیاز بود، مصرف می کردند و تا زمانی که بقایای به دست آمده در اکوسامانه به مصرف می رسید، این روند بدون زباله تکرار می شد. مشکل زباله بتدریج و از زمانی بروز نمود که مردم شروع به کشت و زرع و بخصوص ساختن اولین شهرها کردند. در گذشته انسانها بدون آنکه متوجه باشند، به بازگشت زباله ها و محصولات فرعی(وقتی از‌زباله ها استفاده شود، محصولاتی فرعی محسوب می گردند) از طریق چرخه اولیه (پرورش گیاهان) و ثانویه (پرورش حیوانات) به چرخه طبیعی مواد آلی کمک می کردند. با پیشرفت فنون علمی و بویژه رشد تولیدات صنعتی، رابطه بین انسان از یک طرف و طبیعت از طرف دیگر روز به روز پیچیده تر می شود. راز حل این مشکل که چگونه می توان به توازنی بین طبیعت و پیشرفت غیر متناسب فنون دست یافت؛ همچنان مجهول است. در حقیقت، مشکل از آنجا ناشی می شود که در حجم وسیع تولیدات بشری، مقادیر متنابهی مواد جنبی و ضایعات صنعتی تولید می گردند که نسبت به اکوسامانه های طبیعی بیگانه هستند.
در عصر حاضر با پیشرفت فنون علمی، روشهای تولید باید به نحوی اصلاح شوند که طی آن ضایعات یک سامانه تولیدی قبلی به عنوان ماده خام برای یک سامانه جدید مصرف گردند. همچنین به فنّاوری هایی نیاز است که بدون تولید ضایعات عمل نمایند.
تضاد بین آرزوهای بشر و مشکل چگونگی نیل به آنها براساس مراحل زیست طبیعی، در ارتباط موجود بین اجتماع بشری و بیوسفر بیشتر نمود پیدا می کند. نیاز اساسی برای حل این تضاد، بالا بردن کارآیی زیستی است. این امر تنها از طریق دستیابی به دانش عمیقتر از قوانین طبیعی به دست می آید که منجر به استفاده ای معقولتر از بیوسفر همراه با در نظر داشتن چرخه های طبیعی، حفاظت و تجدید منابع خواهد شد. افزایش کارآیی فتوسنتز نقش اساسی در این مورد ایفا خواهد کرد. با وجود این، تاکنون توازن مطلوبی با طبیعت برقرار نبوده است؛ حدود ۱۰۶ گونه از پستانداران و ۱۳۹ گونه از پرندگان طی دو هزار سال اخیر منقرض شده اند که بیشتر آن نیز به قرون ۱۹ و ۲۰ مربوط می باشد. حدود نیم میلیون هکتار از اراضی زمین کاهش یافته و ۳/۲ جنگلهای اولیه از بین رفته اند.
انسانها نظرات خود را بر تمام قوانین حاکم بر طبیعت تحمیل کرده اند، به طوری که رابطه بین طبیعت و جامعه بشری در اثر فرآیندهای فنّاوری گسسته شده است. طی رشد سریع علم و فنّاوری، فرآیندهای طبیعی به قدر کافی مورد توجه نبوده اند، در حالی که لازم است پیشرفتهای فنی توسط انسان به سمتی هدایت شود که به عاملی در جهت بهبود رابطه بین طبیعت و جامعه بشری تبدیل گردد.
وظیفه ضروری، وارد نمودن مواد جنبی کشاورزی، جنگل و تا حدی صنعتی به اکوسامانه طبیعی کشاورزی و انتقال آنها به چرخه طبیعی مواد آلی، ناشی از این موضوع است. بعلاوه، این راهی جهت کمک به حفظ محیط زیست است. به طور نظری، بیشترین مقدار ضایعات آلی باید به خوراک دام تبدیل و یا وارد خاک شوند. از این منابع می توان به عنوان مواد مغذی گیاهی استفاده کرد و یا آنها را به طور مستقیم یا بعد از فرآوری مناسب به عنوان خوراک دامی به کار برد.
علاوه بر مواد خوراکی که در گذشته مورد استفاده قرار نمی گرفتند، مواد جنبی کشاورزی و صنعتی ناشی از جوامع بزرگ انسانی که در حال حاضر آلوده کننده محیط زیست هستند، نیز باید جزو منابع خوراکی غیرمعمول محسوب شوند. در این مسیر، دفع ضایعات همراه با حفظ محیط زیست مسایل اساسی هستند؛ لذا روش استفاده از ضایعات باید کاملاً تحت کنترل اصول اکولوژیکی باشد. محصولات فرعی حاصل از جوامع باید به گونه ای مورد استفاده قرار گیرند که ضمن در نظر داشتن قوانین طبیعی، تا کمترین حد ممکن باعث آلودگی محیط زیست شوند. چنین فنّاوری هایی می توانند به تجدید منابع و مواد خام کمک نمایند. مقادیر زیادی ضایعات وجود دارند که می توانند به عنوان موادخام، مستقیم یا بعد از فرآوری به مصرف تغذیه دام برسند. در بعضی موارد، می توان از این مواد پروتئین میکروبی تولید نمود. موفقیت در این امر به شکل منابع و چگونگی به کارگیری آنها بستگی دارد. منابع غیرمعمول را می توان به گروههای زیر تقسیم نمود:
۱ـ ترکیبات پتروشیمیایی.
۲ـ ترکیبات لیگنوسلولزی و محصولات فرعی ناشی از فرآوری آنها.
۳ـ ضایعات کراتینی.
۴ـ ضایعات چرم سازی.
۵ـ فضولات و محتویات دستگاه گوارش حیوانات مزرعه.
۶ـ ازت غیر پروتئینی.
۷ـ زباله های خانگی و شهری.
۸ـ بی مهرگان.

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟